سینما

وقتی نیکلاس کیج در غبارِ نوآر گم می‌شود: نگاهی به سریال Spider-Noir

بگذارید روراست باشیم؛ تبِ “اسپایدرمن‌های مولتی‌ورسی” دیگر آن هیجان اولیه را ندارد. بعد از موفقیت انیمیشن‌های عنکبوتی، حالا پرایم ویدئو با سریال لایو‌اکشن «Spider-Noir» سعی کرده فرمول را عوض کند و ما را به نیویورکِ ۱۹۳۳ ببرد. ایده‌ی جذابی است: یک کارآگاه خصوصی الکلی و خسته با شنل بلند، در شهری که غرق در دود و فساد است. اما آیا این تغییر ژانر، واقعاً جواب داده است؟ یا صرفاً شاهد یک «کاسپلی» پرهزینه هستیم؟

از فضاسازی تا تکرار

image 9

نکته‌ی اول که بلافاصله توی ذوق می‌زند، تعهدِ گاهی آزاردهنده‌ی سریال به کلیشه‌های نوآر است. بله، ما سایه‌های بلند، صدای راوی بدبین و فضای سیاه‌وسفید را دوست داریم، اما گاهی حس می‌کنید کارگردان‌ها (فیل لرد و کریستوفر میلر) آنقدر درگیر «ادای دین» به آثار کلاسیک بوده‌اند که فراموش کرده‌اند باید قصه‌ای برای تعریف کردن داشته باشند. هر چه از شروعِ شیک و جذاب سریال فاصله می‌گیریم، «نوآر» بودنِ اثر بیشتر شبیه به یک فیلترِ بصری می‌شود تا روحِ داستان.

نیکلاس کیج: بازیگر یا کاریکاتور؟

image 10

نیکلاس کیج همان نیکلاس کیجی است که می‌شناسیم. در بخش‌هایی از سریال، او واقعاً در نقش “بن رایلی” غرق شده و آن بی‌حوصلگی و سردیِ یک ضدقهرمانِ شکست‌خورده را عالی اجرا می‌کند. اما بیایید تعارف را کنار بگذاریم: هرچه به اپیزودهای پایانی نزدیک می‌شویم، همان جنونِ همیشگی کیج که در فیلم‌های دیگرش می‌دیدیم، اینجا هم سر برمی‌آورد. این تغییر لحن از یک کارآگاه خسته به یک قهرمانِ پرانرژی و عجیب‌وغریب، چندان با منطق رواییِ سریال همخوانی ندارد. گاهی حس می‌کنید کیج دارد بیش از حد تلاش می‌کند که “بامزه” یا “خاص” باشد، در حالی که سریال به سادگی نیاز به یک بازیِ کنترل‌شده داشت.

نیمه‌ی دوم سریال: جایی که قطار از ریل خارج می‌شود

image 11

بزرگترین ضربه به «Spider-Noir» در نیمه‌ی دوم فصل وارد می‌شود. چهار قسمت ابتدایی با وعده‌ی یک معمای جنایی درگیرکننده پیش می‌روند، اما بعد، سریال ناگهان یادش می‌افتد که “اوه، ما باید یک سریال ابرقهرمانی باشیم!” و درست از همان لحظه است که داستان شروع به تکرارِ کلیشه‌هایی می‌کند که صد بار در دیگر آثار مارول دیده‌ایم. آن پیچش‌های داستانیِ دقیقه نودی؟ مصنوعی. آن انگیزه‌های ناگهانی برای قهرمان؟ خسته‌کننده. انگار نویسنده‌ها بلد نبودند چگونه بدون توسل به همان فرمول‌های همیشگیِ “نجات جهان”، داستان را به پایان برسانند.

image 12

آیا ارزش دیدن دارد؟

با وجودِ این نقدها، آیا Spider-Noir ارزش وقت گذاشتن دارد؟ جواب مثبت است، اما با شرط و شروط. اگر دنبالِ یک تجربه‌ی بصریِ متفاوت هستید و حوصله‌تان از فیلم‌های رنگارنگِ مارولی سر رفته، احتمالاً از فضای سرد و افسرده‌ی این سریال لذت خواهید برد. کارن رودریگز (در نقش جنت) نقطه قوتِ غیرمنتظره‌ی سریال است و شیمیِ او با کیج، سریال را در لحظاتِ رکود، نجات می‌دهد.

اما گولِ “سیاه‌وسفید” بودنِ آن را نخورید. این سریال قرار نیست “همشهری کین” یا یک شاهکارِ نوآر باشد. «Spider-Noir» یک سریالِ سرگرم‌کننده است که سعی دارد کمی باوقارتر و تیره تر از همتایانش باشد. اگر با این انتظار سراغش بروید که یک “نوآرِ تمام‌عیار” تماشا کنید، ناامید می‌شوید. اما اگر به دنبال تماشای یک اسپایدرمن متفاوت هستید که کمی سیگار می‌کشد و کمتر لبخند می‌زند، این سریال همان چیزی است که می‌خواهید.

نمره‌ی منتقد: ۶ از ۱۰ (بیشتر به خاطر تلاش برای متفاوت بودن، تا موفقیت در اجرا).

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا