
پخش سریالهای عاشقانه پرطرفداری نظیر «خارج از محدوده» و «هر سال بعد از آن» آغازگر فصلی تازه از درامهای پرکشش تلویزیونی در فضای باز و رقابتی است که با روایت داستانهای پرپیچوخم از روابط پیچیده جوانان، توجه مخاطبان را به خود جلب کردهاند. فصل اول سریال عاشقانه و ورزشی «خارج از محدوده» (Off Campus) بار دیگر نشان داد که توافق برای دوستیهای مصلحتی معمولاً طبق برنامه پیش نمیرود، اما در نهایت میتواند شما را به خط پایان برساند. در این فصل، بازیکن کلیدی تیم هاکی یعنی گرت گراهام با بازی بلمونت کاملی (Belmont Cameli) به هانا ولز با بازی الا برایت (Ella Bright) قول داد که در ازای تدریس خصوصی، به او کمک کند تا دل یک موزیسین به نام جاستین کول با بازی جاش هیوستون (Josh Heuston) را به دست آورد؛ اما این رابطه صوری در نهایت به عشقی واقعی تبدیل شد. اکنون در شرایطی که طرفداران غرق در رابطه این زوج جدید دانشگاهی هستند، ساخت فصل دوم با تمرکز بر رابطه دوستانه الی هیز با بازی میکا ابدالا (Mika Abdalla) و دین دیلورنتیس با بازی استیون کالین (Stephen Kayln) که وارد مراحل جدیتری میشود، در حال انجام است.

در این میان، همه آثار تلویزیونی در همان فصل اول به فرجام شیرین و قطعی نمیرسند. فصل نخست سریال «هر سال بعد از آن» (Every Year After) که بر اساس رمان «هر تابستان بعد از آن» نوشته کارلی فورچون ساخته شده است، بدون مشخص کردن وضعیت نهایی رابطه پرسی فریزر با بازی سادی سوورال (Sadie Soverall) و سم فلورک با بازی مت کورنت (Matt Cornett) پس از ده سال دوری به پایان رسید؛ به ویژه با در نظر گرفتن ماجرای قدیمی رابطه پرسی با برادر سم یعنی چارلی فلورک با بازی مایکل بردوی (Michael Bradway). با این حال با تمدید این مجموعه برای فصل دوم، فرصت دوبارهای برای احیای این رابطه ایجاد شده است. مت کورنت در این باره گفت: “من هیجانزدهام که امیدوارم ببینم آنها باید کنار هم بیایند و آنچه رخ داده را حلوفصل کنند و گفتگویی واقعی و صادقانه با یکدیگر داشته باشند. من واقعاً فکر میکنم که بدیهی است چیزها میتوانند درست شوند، اما معتقدم صحبتهای زیادی هست که باید انجام شود.”
صرفنظر از تمام فراز و نشیبهای این داستانها، عشق همواره هسته اصلی این آثار است. ال کندی، نویسنده مجموعه کتابهای «خارج از محدوده» مانند بسیاری از علاقهمندان به این ژانر، از ورود چنین داستانهایی به سینما و تلویزیون ابراز خرسندی کرد و گفت: “من دوست دارم هر زمان که آثار عاشقانه وارد جریان اصلی میشوند، بدون توجه به ژانر، آن را ببینم. من طرفدار بزرگ آثار عاشقانه هستم و اینکه در معرض دید افراد بیشتری قرار بگیرد. این ژانری است که هنوز، احتمالاً توسط بسیاری از مردم، به دیده تحقیر به آن نگاه میشود و هرگز واقعاً جدی گرفته نشده است.” او در ادامه بر اهمیت رشد این سبک تاکید کرد و افزود: “هر ژانری باشد، من عاشق دیدن رشد آن هستم.”
برای آشنایی با آثار مشابهی که پس از تماشای این دو سریال میتوانید به سراغشان بروید، فهرست زیر گزینههای مناسبی را معرفی میکند:
رقابت داغ (Heated Rivalry)

این مجموعه که بر اساس کتابهای ساخته شده و داستان آن درباره بازیکنان هاکی است، رابطه پر فراز و نشیب ده ساله بین شین هولاندر با بازی هادسون ویلیامز (Hudson Williams) کاپیتان تیم مونترال و ایلیا روزانوف با بازی کانر استوری (Connor Storrie) کاپیتان تیم بوستون را به تصویر میکشد. این دو رقیب ورزشی سالها درگیر رابطهای پنهان در هتلها بودند، در حالی که در حرفه خود به اوج میرسیدند؛ اما با عمیقتر شدن احساساتشان مجبور شدند با خواستههای واقعی خود روبرو شوند. جیکوب تیرنی، سازنده سریال، درباره این اثر گفت: “این یک داستان عاشقانه در دنیای هاکی است، بنابراین وجود خود آن یک اقدام عصیانگرانه است. اما خود سریال پایان خوشی دارد. من نمیخواستم بیش از حد کلیشههای عاشقانه را زیر و رو کنم، من عاشق این داستانها هستم. این سریال یک شادی برای بزرگسالان است.”
تابستانی که زیبا شدم (The Summer I Turned Pretty

داستان این سریال بر اساس کتابهای جنی هان ساخته شده و درباره دختر جوانی به نام بلی کانکلین با بازی لولا تانگ (Lola Tung) است که تابستان متفاوتی را در یک شهر ساحلی در کنار برادرش استیون با بازی شان کافمن (Sean Kaufman) و مادرش لورل با بازی جکی چونگ (Jackie Chung) تجربه میکند. او در این سفر خود را در میان یک مثلث عشقی با دو برادر به نامهای کنراد فیشر با بازی کریستوفر برینی (Christopher Briney) و جرمیا فیشر با بازی گاوین کازالنیو (Gavin Casalegno) میبیند.
چراغهای شب جمعه (Friday Night Lights)

این درام ورزشی پنج فصلی که بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ پخش شد، داستان مربی اریک تیلور با بازی کایل چندلر (Kyle Chandler) را روایت میکند که هدایت یک تیم فوتبال دبیرستانی را در شهری تحت فشارهای ورزشی بر عهده دارد. در کنار بازیگرانی چون جسی پلمونس (Jesse Plemons)، مایکل بی. جردن (Michael B. Jordan) و مینکا کلی (Minka Kelly)، محور اصلی سریال رابطه این مربی با همسرش تامی با بازی کانی بریتون (Connie Britton) است. کانی بریتون درباره این رابطه گفت: “ما واقعاً میخواستیم با اصالت آنچه برای تلاش جهت موفقیتآمیز کردن یک ازدواج لازم است مواجه شویم. اگر شما در چیزی باشید که ما آن را یک ازدواج خوب در نظر میگیریم، شالودهای در آنجا وجود خواهد داشت. شالودهای وجود خواهد داشت که محکم است. بنابراین روی آن شالوده، شما میتوانید قایق را به هر سمتی که میخواهید تکان دهید و قادر باشید به آنچه در هسته آن قرار دارد بازگردید.”
وان تری هیل (One Tree Hill)

این درام نوجوانانه داستان دو برادر ناتنی به نامهای لوکاس اسکات با بازی چاد مایکل موری (Chad Michael Murray) و نیتن اسکات با بازی جیمز لافرتی (James Lafferty) را در شهری کوچک روایت میکند که پس از ورود لوکاس به تیم بسکتبال مدرسه مجبور به همزیستی با یکدیگر میشوند. لوکاس که با مادرش کارن با بازی مویرا کلی (Moira Kelly) زندگی میکند، باید با شرایط جدید از جمله فشار پدرشان دن اسکات با بازی پل جوهانسون (Paul Johansson) روی نیتن و همچنین یک مثلث عشقی پیچیده میان پیتون سایر با بازی هیلاری برتون (Hilarie Burton) و بروک دیویس با بازی سوفیا بوش (Sophia Bush) کنار بیاید.
او سی (The O.C.)

داستان این سریال چهار فصلی درباره رایان اتوود با بازی بن مککنزی (Ben McKenzie) است؛ نوجوان باهوشی که به دلیل مشکلات خانوادگی، توسط وکیل مدافع خود سندی کوهن با بازی پیتر گالاگر (Peter Gallagher) به خانوادهای ثروتمند در نیوپورت بیچ معرفی میشود. رایان در این محیط جدید با سث کوهن با بازی آدام برودی (Adam Brody) دوست میشود و وارد ماجراهای عاطفی با ماریسا کوپر با بازی میشا بارتون (Mischa Barton) و سامر رابرتز با بازی ریچل بیلسون (Rachel Bilson) میگردد.
زندگی من با پسرهای والتر (My Life With the Walter Boys)

این اثر داستان جکی هاوارد با بازی نیکی رودریگز (Nikki Rodriguez) را روایت میکند که پس از دست دادن خانوادهاش در تصادف، به مزرعهای در کلرادو منتقل میشود تا با صمیمیترین دوست مادرش کاترین والتر با بازی سارا رافرتی (Sarah Rafferty) زندگی کند. او در این محیط جدید عاری از هیاهوی نیویورک، درگیر احساسات عاطفی نسبت به دو پسر کاترین یعنی کول والتر با بازی نوآ لالوند (Noah LaLonde) و الکس والتر با بازی اشبی جنتری (Ashby Gentry) میشود.
ایکساو، کیتی (XO, Kitty)

پس از موفقیت سهگانه فیلمهای اقتباسی جنی هان، این بار داستان روی کوچکترین خواهر خانواده یعنی کیتی با بازی آنا کاتکارت (Anna Cathcart) تمرکز دارد که برای کشف هویت خود و تحصیل به مدرسهای در کره جنوبی میرود تا علاوه بر تجربه روابط جدید، درباره گذشته مادر مرحومش اطلاعات بیشتری کسب کند.
دبیرستان دلشکستگی (Heartbreak High)

این سریال استرالیایی داستان امری وادیا با بازی عایشه مدون (Ayesha Madon) را روایت میکند که به همراه دوستانش دارن ریورز با بازی جیمز ماجوس (James Majoos) و کوئینی گالاگر جونز با بازی کلویی هیدن (Chloé Hayden) درگیر ماجراهای مدرسه پس از فاش شدن نقشهای از روابط پنهان دانشآموزان با همکاری هارپر مکلین با بازی اشر یاسبینسک (Asher Yasbincek) میشود.
گرییک (Greek)

این سریال چهار فصلی ماجراهای دانشگاهی رستی کارترایت با بازی جیکوب زاکر (Jacob Zachar) را در دانشگاه قبرس-رودز دنبال میکند که به انجمنهای دانشجویی میپیوندد. در این مسیر خواهر او کیسی با بازی اسپنسر گرامر (Spencer Grammer) و دوست قدیمیاش کپی با بازی اسکات مایکل فاستر (Scott Michael Foster) نیز حضور دارند و داستان حول محور روابط عاطفی و چالشهای دانشجویی شکل میگیرد.
ماکستون هال – دنیای میان ما (Maxton Hall)

در این سریال آلمانی، روبی بل با بازی هریت هربیگ-متن (Harriet Herbig-Matten) که دانشآموزی با بورسیه تحصیلی است، پس از کشف رازی درباره رابطه پنهانی معلم مدرسه، با تلاشهای جیمز بوفورت با بازی دمیان هاردونگ (Damian Hardung) برای خریدن سکوتش مواجه میشود. این تقابل اولیه در نهایت به رابطهای عاطفی میان این دو دانشآموز از طبقات اجتماعی متفاوت تبدیل میشود.
داسونز کریک (Dawson’s Creek)

این درام شش فصلی داستان داوسون لیری با بازی جیمز ون در بیک (James Van Der Beek) و دوستان صمیمیاش جوی پاتر با بازی کیتی هولمز (Katie Holmes) و پیسی ویتر با بازی جاشوا جکسون (Joshua Jackson) را روایت میکند که از سنین نوجوانی با چالشهای زندگی مواجه میشوند. این سریال به دلیل پرداختن به موضوعات مختلف اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفت و در قسمتی از فصل سوم آن که در می ۲۰۰۰ پخش شد، رویداد جدیدی در نمایش روابط دوستانه تلویزیونی رقم خورد که بازیگر آن آدم کافمن (Adam Kaufman) درباره آن گفت: “این صحنه به میلیونها نفر خط داستانی داد که بازتابدهنده واقعیت آنها بود. من بسیار افتخار میکنم که بخشی از آن بودهام.”



