
به گزارش همشهری آنلاین، کمتحرکی، تغذیه نامناسب، سیگار، مصرف الکل، اضافهوزن، فشار خون بالا، قند خون بالا و اختلال چربیهای خون میتوانند در یک فرد همزمان وجود داشته باشند و در کنار یکدیگر خطر بیماری را افزایش دهند.
یک مطالعه جدید بوسیله پژوهشگران مرکز تحقیقات بیماریهای غیرواگیر دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از دادههای پیمایش ملی STEPS ایران در سال ۲۰۲۱ تلاش کرده است به جای بررسی جداگانه این عوامل، الگوهایی را که آنها معمولاً به صورت همزمان ایجاد میکنند شناسایی کند.
پژوهشگران دادههای ۱۶٬۶۱۸ فرد ۲۵ ساله و بالاتر را بررسی کردند و نتیجه، شناسایی پنج الگوی اصلی بود که هرکدام ویژگیهای متفاوتی داشتند.
۱. گروه کمخطر و سالم — ۴۰٫۳ درصد
بزرگترین گروه مطالعه را افرادی تشکیل میدادند که در مجموع وضعیت مطلوبتری از نظر عوامل رفتاری و متابولیک داشتند. این گروه بیشتر شامل افراد جوانتر و دارای تحصیلات بالاتر بود. در این افراد، ترکیب عوامل خطر برای بیماریهای غیرواگیر نسبتاً مطلوب بود.
۲. گروه اختلال چربی خون — ۲۶ درصد
حدود یکچهارم شرکتکنندگان در گروهی قرار گرفتند که مشخصه اصلی آن دیسلیپیدمی یا اختلال چربیهای خون بود. در این گروه، اضافهوزن نیز شیوع بالایی داشت. بنابراین مشکل تنها بالا بودن کلسترول یا سایر چربیهای خون نبود، بلکه این وضعیت اغلب با وزن بالا همراه شده بود.
۳. گروه فشار خون بالا و دیابت — ۲۴ درصد
گروه دیگری که تقریباً یکچهارم جمعیت را تشکیل میداد، ترکیبی از چاقی، فشار خون بالا و دیابت داشت. این گروه از نظر متابولیک پرخطرترین الگوها را نشان میداد و بیشتر در میان افراد مسنتر و ساکنان مناطق شهری دیده میشد.
۴. گروه فعال از نظر جسمانی — ۶٫۶ درصد
گروه کوچکتری از افراد، سطح فعالیت بدنی بسیار بالایی داشتند. این گروه بیشتر شامل مردان جوانتر بود.
۵. گروه سیگاری و مصرفکننده الکل — ۳٫۱ درصد
کوچکترین گروه، افرادی بودند که مشخصه اصلی آنها مصرف بالای سیگار و الکل بود. این گروه عمدتاً از مردان مسنتر با سطح تحصیلات پایینتر تشکیل شده بود.
عوامل خطرساز معمولاً تنها نیستند
یکی از پیامهای اصلی این پژوهش آن است که عوامل خطر بیماریهای غیرواگیر تمایل دارند به صورت گروهی در افراد ظاهر شوند. برای مثال، فردی ممکن است همزمان اضافهوزن، فشار خون بالا و دیابت داشته باشد. فرد دیگری ممکن است عمدتاً با اختلال چربی خون و اضافهوزن مواجه باشد، در حالی که فرد دیگری با مصرف سیگار و الکل شناخته شود.
بنابراین، بررسی تنها یک شاخص—مثلاً فشار خون یا کلسترول—ممکن است تصویر کاملی از وضعیت خطر فرد ارائه نکند. این رویکرد با شواهد قبلی در ایران نیز همخوان است که نشان دادهاند عوامل متابولیک مانند فشار خون بالا، قند خون بالا، چاقی و اختلال چربی خون میتوانند در یک فرد به شکل خوشهای ظاهر شوند.
نیمی از افراد در گروههای متابولیک پرخطر
یافته قابل توجه مطالعه این است که اگر دو گروه اختلال چربی خون (۲۶ درصد) و فشار خون بالا و دیابت (۲۴ درصد) را در نظر بگیریم، مجموعاً ۵۰ درصد از شرکتکنندگان در این دو الگوی عمدتاً متابولیک قرار گرفتند. این بدان معنا نیست که نیمی از ایرانیان الزاماً مبتلا به همه این بیماریها هستند. بلکه نشان میدهد نیمی از افراد مورد بررسی، بر اساس الگویی که این مطالعه شناسایی کرده، در دو گروهی قرار گرفتند که ویژگیهای متابولیک نامطلوبتری داشتند.
سن و شهرنشینی چه نقشی داشتند؟
الگوهای خطر در همه گروههای جمعیتی یکسان نبودند. افراد مسنتر بیشتر در گروههای دارای خطر متابولیک بالا قرار داشتند. بهویژه گروه دارای فشار خون بالا و دیابت، بیشتر در میان سالمندان و افراد ساکن مناطق شهری دیده شد. در مقابل، گروه کمخطر بیشتر شامل افراد جوانتر و تحصیلکردهتر بود.
پیام مطالعه برای سلامت عمومی چیست؟
این پژوهشگران بر اساس یافتهها پیشنهاد میکنند پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر در ایران از رویکردی هدفمند و چندعاملی استفاده کند.
برای گروههای دارای خطر متابولیک بالا چند اقدام میتواند در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله
- شناسایی زودهنگام چاقی و اضافهوزن؛
- اندازهگیری و کنترل فشار خون؛
- غربالگری و کنترل دیابت؛
- بررسی و درمان اختلالات چربی خون؛
- افزایش فعالیت بدنی؛
- بهبود رژیم غذایی؛
- و کنار گذاشتن مصرف دخانیات و الکل
در واقع، یافتهها نشان میدهند که مبارزه با بیماریهای غیرواگیر فقط به درمان بیماریهای تشخیصدادهشده محدود نمیشود؛ شناسایی ترکیب عوامل خطر پیش از بروز عوارض جدی نیز اهمیت دارد.
یک محدودیت مهم
این پژوهش یک مطالعه مقطعی است؛ یعنی اطلاعات عوامل خطر و ویژگیهای افراد در یک مقطع زمانی بررسی شدهاند. بنابراین، نمیتوان از آن نتیجه گرفت که یک عامل مشخص حتماً باعث ایجاد عامل دیگر شده است.
همچنین، خوشهبندی آماری گروههایی را که شباهت بیشتری به یکدیگر دارند شناسایی میکند؛ این گروهها الزاماً مرزهای قطعی و ثابت در دنیای واقعی نیستند. با وجود این محدودیتها، استفاده از یک نمونه ملی بزرگ، این مطالعه را برای برنامهریزی سلامت عمومی در ایران ارزشمند میکند.



