
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ماههای اخیر، چند پرونده در صنعت نشر جهان نشان دادهاند که نویسندگان ممکن است علاوه بر دفاع از محتوای آثارشان، ناچار شوند درباره چگونگی نگارش آنها نیز توضیح بدهند. با وجود این، تشخیص قطعی متن تولیدشده با هوش مصنوعی همچنان با ابهامهایی روبهروست و نتیجه ابزارهای تشخیص، بهتنهایی لزوماً سندی برای اثبات منشأ یک اثر نیست.
در گزارشی با تیتر «چه کسی این کتاب را نوشته است؟ پرسش بزرگ ادبیات در عصر هوش مصنوعی / دعوا بر سر مرز میان خلاقیت انسان و هوش مصنوعی» به چالشهای تازه ادبیات و صنعت نشر در مواجهه با هوش مصنوعی پرداختهایم؛ چالشهایی که از نحوه استفاده نویسندگان از این فناوری فراتر میروند و به مسئله اعتماد به ابزارهای تشخیص و معیارهای سنجش اصالت آثار میرسند.
ماجرا فقط به یک کتاب یا یک جایزه ادبی محدود نیست. در ماههای اخیر، پروندههایی در کشورهای مختلف نشان دادهاند که اتهام استفاده از هوش مصنوعی میتواند به حذف یک اثر از رقابت ادبی یا کنار گذاشته شدن آن از سوی ناشر منجر شود؛ حتی در شرایطی که رسیدن به نتیجهای قطعی درباره نحوه تولید متن آسان نیست.
از گنکور تا انتشارات گرانتا؛ اتهامهایی که پاسخ قطعی ندارند
یکی از بحثبرانگیزترین نمونهها، رمان «این بود یا مردن» نوشته تلیسون اورلین، نویسنده کانادایی ـ هائیتی، بود. این کتاب پس از انتشار در فرانسه با استقبال مخاطبان روبهرو شد، اما اتهام استفاده گسترده از هوش مصنوعی، حضور آن در فصل جوایز ادبی را تحت تأثیر قرار داد. آکادمی گنکور سرانجام رمان را از فهرست خود کنار گذاشت؛ تصمیمی که بحث درباره معیارهای داوری و میزان اتکاپذیری ابزارهای تشخیص متن ماشینی را دوباره مطرح کرد.
نمونه دیگر به داستان «مار در بیشه» نوشته جمیر نذیر از ترینیداد و توباگو مربوط میشود؛ اثری که در سال ۲۰۲۶ با اتهام استفاده از هوش مصنوعی مواجه شد. بنیاد کشورهای مشترکالمنافع اعلام کرد موضوع را بررسی میکند، اما به نتیجه قطعی نرسیده است. انتشارات گرانتا نیز برای بررسی اتهامها از ابزارهای هوش مصنوعی کمک گرفت؛ وضعیتی که خود پرسش تازهای ایجاد کرد: آیا میتوان برای تشخیص نقش هوش مصنوعی در تولید یک متن، به خود این فناوری متکی بود؟
در پروندهای دیگر، رمان ترسناک «دختر خجالتی» نوشته میا بالارد که ابتدا بهصورت مستقل منتشر شده بود، پس از مطرح شدن تردیدهایی درباره استفاده از هوش مصنوعی از سوی انتشارات هاچت کنار گذاشته شد.
این پروندهها، با وجود تفاوت در جزئیات، یک مسئله مشترک را برجسته میکنند: اتهام استفاده از هوش مصنوعی ممکن است پیامدهای حرفهای مهمی برای نویسنده داشته باشد، اما اثبات منشأ یک متن به شواهدی فراتر از یک نتیجه نرمافزاری نیاز دارد.
وقتی ابزار تشخیص، حکم نهایی نیست
ابزارهای تشخیص متن تولیدشده با هوش مصنوعی معمولاً ویژگیهای آماری و زبانی متن را با الگوهایی مقایسه میکنند که در نوشتههای تولیدشده به کمک این فناوری دیدهاند. این ابزارها لزوماً به فرایند واقعی نگارش دسترسی ندارند و نمیتوانند صرفاً بر اساس شباهتهای زبانی، با قطعیت مشخص کنند چه کسی متن را نوشته است.
از همین رو، ممکن است ابزارهای مختلف درباره یک متن به نتایج متفاوتی برسند. چنین نتیجهای میتواند زمینهای برای بررسی بیشتر باشد، اما بهتنهایی اثبات نمیکند که نویسنده از هوش مصنوعی استفاده کرده است.
مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که نتیجه این ابزارها در تصمیمهایی مانند حذف کتاب از یک جایزه یا قطع همکاری ناشر با نویسنده نقش پیدا کند. در چنین شرایطی، پرسش از معیارهای ارزیابی، شواهد قابل بررسی و حق پاسخگویی نویسنده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مرز تازه ادبیات؛ استفاده از ابزار یا واگذاری خلاقیت؟
بحث درباره هوش مصنوعی در ادبیات فقط به این پرسش محدود نیست که آیا یک نویسنده از این فناوری استفاده کرده است یا نه. نوع استفاده نیز اهمیت دارد: کمک در ویرایش و اصلاح متن، استفاده برای پژوهش و ایدهپردازی یا سپردن بخش عمده نگارش به یک سامانه، الزاماً یکسان نیستند.
به همین دلیل، برخی طرحهای مرتبط با صنعت نشر به سمت تعریف نشانهایی برای آثار نوشتهشده به دست انسان رفتهاند؛ رویکردی که میکوشد به مخاطب درباره فرایند تولید اثر اطلاعات بیشتری بدهد. با این حال، چنین سازوکارهایی نیز نیازمند تعریف روشن از حدود استفاده مجاز از فناوری هستند.
در ایران هم این بحث به میان نویسندگان و پژوهشگران رسیده است. امیرحسن مدرس، پژوهشگر و مصحح متون کهن، در گفتوگو با خبرآنلاین درباره اعتماد به هوش مصنوعی در کار پژوهشی ابراز احتیاط کرد. در مقابل، سیدمهدی شجاعی بر این نکته تأکید داشت که هوش مصنوعی میتواند ابزاری مفید باشد، مشروط بر آنکه انسان مدیریت استفاده از آن را در اختیار داشته باشد.
این دو دیدگاه از دو زاویه متفاوت به یک مسئله میرسند: در کنار قابلیتهای فناوری، همچنان باید درباره میزان اعتماد به خروجی آن و مسئولیت نهایی انسان در استفاده از آن پرسش کرد.
پروندههای اخیر صنعت نشر نشان میدهند که با گسترش هوش مصنوعی، سنجش اصالت اثر ادبی نیز به مسئلهای پیچیدهتر تبدیل شده است. در چنین فضایی، نه صرف شباهت یک متن به نوشتههای ماشینی و نه نتیجه یک ابزار تشخیص، لزوماً برای تعیین نویسنده واقعی آن کافی است. پرسش اصلی این است که ناشران و نهادهای ادبی چگونه میتوانند در کنار توجه به نگرانیهای مربوط به هوش مصنوعی، از داوری شتابزده درباره نویسندگان نیز جلوگیری کنند.
برای مطالعه متن کامل این گزارش اینجا کلیک کنید.
۲۴۲۲۴۴



