
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، از تازه ترین کمدی های اکران در سینمای ایران فیلمی است که عنوانش هم یادآور یک دیکتاتور فرانسوی است و خط داستانی کمترین ربط را به عنوان دارد و بعد به بهانه یک تابلوی نقاشی، یک سری تابلوی ممنوعه و خط قرمزی را با چسباندن کاغذ روی بخشهای اروتیک دربرابر مخاطب قرار میدهد.
به همین هم بسنده نمیکند و حتی جلوتر میرود و در نماهایی نیروهای امنیتی را چنان ساده لوح تصویر میکند که گول دو دزد حرفه ای را میخورند. این نوع داستان پردازی چگونه از چشم ممیزان سختگیر اداره نظارت دور مانده؟
از آن طرف تصویری از زندگی لاکچری این دزدان در زندان نشان میدهد که انگار در پنت هاوس ساکنند و به صرف داشتن یک دستگاه پوز، میتوانند همه چیز را دراختیار داشته باشند.
گرچه در نتیجه گیری و پایان بندی، فیلم میخواهد همه چیز را کاور کند و نشان دهد که همچنان نیروهای انتظامی بر اتفاقات سوارند اما اصل فیلم بر چه مبنایی پیش رفته؟
طنزپردازی و شوخی با موقعیت های نادیده نه تنها بد نیست بلکه عاملی است درجهت جلب مخاطب اما ای کاش در شوراهای ساخت و همان زمان بررسی فیلمنامه، سناریست هایی باشند که فیلمنامه های طنز را قوام دهند در جهت بهتر شدن و نه فقط حذف چند دیالوگ دوپهلو. اگر همان ابتدا فیلمنامه ها با مشاوران درست، ممیزی شود اصلا کار به اینجا نمیرسد که فیلم روی پرده رود و تازه بفهمیم با چه محصول دون شأن خانواده ای روبرو هستیم.



