
سم نیل (Sam Neill)، بازیگر برجسته نیوزیلندی که با ایفای نقش دکتر آلن گرانت در سهگانه «پارک ژوراسیک» به شهرت جهانی دست یافت، در ۷۸ سالگی در شهر سیدنی استرالیا چشم از جهان فروبست.
به گزارش لوح خبر، خانواده این بازیگر با انتشار بیانیهای در صفحه اینستاگرام شخصی او، ضمن تایید خبر درگذشتش اعلام کردند که او در آرامش و در کنار اعضای خانوادهاش دار فانی را وداع گفته است. در این بیانیه آمده است: «سم در محاصره خانوادهاش بود و با وقاری که مشخصه تمام زندگی او بود، درگذشت. این فقدان ناگهانی و غیرمنتظره بود، اما با این حقیقت که سم عاری از سرطان باقی مانده بود، متبرک شد.»

سم نیل (Sam Neill) که در سال ۲۰۲۲ به سرطان خون از نوع لنفوم سلول T آنژیوایمونوبلاستیک مرحله ۳ مبتلا شده بود، اوایل امسال خبر از بهبودی کامل و رهایی از بیماری داده بود. طبق گزارشها، او از خود چهار فرزند و هشت نوه به یادگار گذاشته است. خانواده این هنرمند در بخشی دیگر از پیام خود با ابراز قدردانی از کادر درمان بیمارستان خصوصی سنت وینسنت (St Vincent’s Private Hospital)، خواستار احترام به حریم خصوصی آنها در این دوران سخت شدند.
این بازیگر که در ایرلند شمالی متولد شده و در ۷ سالگی به همراه خانواده به کرایستچرچ نیوزیلند مهاجرت کرده بود، در طول بیش از پنج دهه فعالیت هنری خود، در آثار ماندگاری به ایفای نقش پرداخت. او پس از تحصیلات و تجربه کار در تئاتر و واحد فیلم ملی نیوزیلند، در ۳۰ سالگی با فیلم «سگهای خفته» (Sleeping Dogs) به شهرت رسید و پس از آن در پروژههای سینمایی و تلویزیونی متعددی از جمله «شکار برای اکتبر سرخ» (The Hunt for Red October)، «پیانو» (The Piano)، «ویمبلدون» (Wimbledon)، «عهد» (The Vow) و سریالهای محبوبی نظیر «پیکی بلایندرز» (Peaky Blinders)، «و آنگاه هیچکدام نبودند» (And Then There Were None) و «تودورها» (The Tudors) درخشید.

سم نیل (Sam Neill) در مارس ۲۰۲۳ و در حین مبارزه با بیماری، در گفتگو با گاردین (The Guardian) درباره نگاهش به زندگی و مرگ سخن گفته بود: «نمیتوانم وانمود کنم که سال گذشته لحظات تاریکی نداشته است، اما آن لحظات تاریک، نور را به وضوح نشان میدهند و باعث شدند بابت هر روز سپاسگزار باشم و بینهایت قدردان همه دوستانم باشم. فقط از زنده بودن خوشحالم.»
او همچنین با همان روحیه و شوخطبعی همیشگیاش درباره ترس از مرگ گفته بود: «من از مرگ نمیترسم، اما عصبانیام میکند، چون واقعاً دلم میخواهد یک یا دو دهه دیگر باشم. ما این تراسهای زیبا را ساختهایم، درختان زیتون و سرو داریم و میخواهم باشم تا بالغ شدن همه آنها را ببینم. نوههای دوستداشتنی کوچکم را دارم و میخواهم بزرگ شدنشان را ببینم.»
این بازیگر که در دوران بیماری کتاب خاطرات خود را با عنوان «آیا هرگز این را به تو گفتم؟» (Did I Ever Tell You This) منتشر کرد، انگیزه خود از نگارش آن را چنین توضیح داده بود: «شروع کردم به نگاه کردن به زندگیام و متوجه شدم چقدر بابت بخش زیادی از آن بینهایت سپاسگزارم. شروع کردم به فکر کردن که بهتر است برخی از اینها را بنویسم، چون مطمئن نبودم چقدر دیگر زنده میمانم. داشتم با زمان مسابقه میدادم.» او این کتاب را به عنوان یادگاری برای خانوادهاش به جای گذاشت تا بخشی از داستانهای زندگیاش برای آنها باقی بماند.



