به گزارش خبرنگار خودرو تابناک، کافی است سری به بازار خودروهای کارکرده بزنید تا با یک واقعیت عجیب مواجه شوید؛ خودروهایی که در بسیاری از بازارهای دنیا بخش قابل توجهی از ارزش خود را از دست دادهاند، در ایران هنوز با قیمتهایی خریدوفروش میشوند که برای بخش بزرگی از مردم اصلاً ارزان محسوب نمیشود. پژو ۴۰۵، سمند، پراید، تیبا، پژو پارس و حتی خودروهایی که بیش از یک دهه از عمرشان گذشته، هنوز مشتری خودشان را دارند و بعضاً قیمتشان به چند صد میلیون تومان رسیده است. این اتفاق در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما وقتی ساختار بازار خودرو ایران را کنار قدرت خرید مردم، قیمت خودروهای صفر، تورم، محدودیت واردات و هزینه تعمیرات قرار میدهیم، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند.

مسئله اصلی اینجاست که در بازار طبیعی خودرو، افت قیمت باید یکی از مهمترین ویژگیهای خودروهای کارکرده باشد. خودرو از همان روزی که از نمایشگاه یا کارخانه خارج میشود، وارد مسیر استهلاک میشود؛ کیلومتر بالا میرود، قطعات فرسوده میشوند، ظاهر خودرو از حالت صفر خارج میشود و فناوری آن هم با مدلهای جدیدتر فاصله میگیرد؛ بنابراین منطقی است که یک خودرو ۱۰ یا ۱۵ ساله فاصله قیمتی قابل توجهی با نمونه صفر کیلومتر داشته باشد. اما بازار ایران سالهاست این قاعده را به شکل طبیعی اجرا نمیکند، چون قیمت خودروهای جدید آنقدر بالا رفته که خودروهای قدیمیتر هم به دنبال آن کشیده شدهاند.
نمونههای بازار کارکرده بهخوبی این وضعیت را نشان میدهند. در گزارشهای بازار مرداد ۱۴۰۵، برای نمونه پژو ۴۰۵ مدل ۱۳۸۸ با حدود ۱۸۰ هزار کیلومتر کارکرد و خطوخش جزئی حدود ۸۴۵ میلیون تومان آگهی شده و سمند EF۷ مدل ۱۳۹۱ نیز با حدود ۱۳۸ هزار کیلومتر کارکرد حدود ۸۵۰ میلیون تومان قیمت خورده است. حتی دنا معمولی مدل ۱۳۹۷ با بیش از ۱۰۰ هزار کیلومتر کارکرد در محدوده یک میلیارد و ۵۹۰ میلیون تومان قرار داشته است. این اعداد بهخودیخود نشان میدهند که در بازار ایران، «کارکرده بودن» الزاماً به معنای «ارزان بودن» نیست.
ماجرا از جایی جدیتر میشود که به خودروهای اقتصادیتر نگاه کنیم. پرایدی که سالهاست تولید آن متوقف شده، همچنان یکی از خودروهای پرتقاضای بازار دستدوم است. دلیلش هم کاملاً روشن است؛ قطعاتش فراوان است، تعمیرکار برای آن پیدا میشود، بازار خریدوفروش آن نقدشونده است و هزینه نگهداریاش در مقایسه با بسیاری از گزینههای جدیدتر پایینتر است. حتی برای یک پراید هاچبک مدل ۱۳۸۰ با کارکرد ۳۰۰ هزار کیلومتر و بدنه دوررنگ، در مرداد ۱۴۰۵ قیمت حدود ۲۸۰ میلیون تومان گزارش شده است. در نمونه دیگری، پراید ۱۳۱ مدل ۱۳۹۴ با کارکرد بسیار پایین و بدنه بدون رنگ، تا حدود ۷۵۰ میلیون تومان آگهی شده است.
اینجاست که باید یک اشتباه رایج را کنار بگذاریم؛ قیمت بالای خودروهای قدیمی الزاماً به این معنا نیست که این خودروها ارزش واقعی بیشتری پیدا کردهاند. بخش مهمی از این قیمت، حاصل افت ارزش پول ملی و افزایش عمومی قیمت تمام کالاهاست. وقتی هزینه ساخت یک خودرو جدید، مواد اولیه، دستمزد، قطعات، حملونقل و ارز افزایش پیدا میکند، قیمت خودروی صفر هم بالا میرود. وقتی خودروی صفر گران شد، صاحب خودروی سه یا پنج ساله حاضر نیست آن را با قیمت قدیمی بفروشد، چون برای جایگزین کردن آن باید چند برابر گذشته هزینه کند. همین زنجیره به خودروهای هفت، ۱۰ و حتی ۱۵ ساله میرسد.
در واقع خودرو در ایران به جای اینکه فقط یک کالای مصرفی باشد، در بسیاری از مواقع نقش یک دارایی را هم پیدا کرده است. مالک خودرو هنگام فروش فقط به سال ساخت و کارکرد نگاه نمیکند؛ او به قیمت خودرویی که قرار است جایگزین کند هم نگاه میکند. اگر خودروی جدیدتر ۲ میلیارد تومان قیمت داشته باشد، مالک خودروی قدیمی نمیتواند آن را با منطق بازارهای عادی و صرفاً بر اساس استهلاک قیمتگذاری کند. چون با فروش خودرو و دریافت مثلاً ۷۰۰ یا ۸۰۰ میلیون تومان، هنوز فاصله بسیار زیادی تا خرید گزینه بعدی دارد.
همین موضوع باعث شده بازار خودروهای کارکرده در ایران بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. گزارشهای بازار در سال ۱۴۰۵ نیز تأکید دارند که اختلاف قیمت خودروهای صفر با توان خرید خانوارها، تقاضا را به سمت خودروهای کارکرده سوق داده است. یعنی خریدار لزوماً خودرو قدیمی را به دلیل علاقه انتخاب نمیکند؛ در بسیاری از موارد، انتخاب دیگری ندارد.
اینجا یک اتفاق مهم دیگر هم رخ میدهد. وقتی تقاضا برای خودروهای قدیمی زیاد باقی میماند، عرضه خودروهای سالم و اقتصادی محدود میشود. یک پراید سالم، یک پژو ۴۰۵ کمکار، یک سمند بدون تصادف یا یک دنا با سابقه نگهداری مناسب دیگر صرفاً یک خودروی قدیمی نیست؛ تبدیل به کالایی میشود که پیدا کردن نمونه سالم آن برای خریدار اهمیت زیادی دارد. در نتیجه ممکن است دو خودرو با سال ساخت مشابه، به دلیل تفاوت وضعیت بدنه، کارکرد و سابقه تعمیرات، فاصله قیمت قابل توجهی داشته باشند.
این همان جایی است که بازار ایران با یک تناقض عجیب روبهرو میشود؛ خودرو قدیمیتر است، اما لزوماً ارزانتر نیست، چون نمونه سالم آن کمیابتر شده است. به همین دلیل است که گاهی یک خودرو ۱۰ یا ۱۵ ساله با کارکرد مناسب و بدون رنگ میتواند از یک خودرو چند سال جدیدتر، اما تصادفی یا پرکار، جذابتر باشد. بازار به جای اینکه فقط سن خودرو را ببیند، به ترکیبی از سلامت، قطعات، هزینه تعمیر، نقدشوندگی و قیمت جایگزین توجه میکند.
از طرف دیگر، مسئله واردات هم در این میان اهمیت زیادی دارد. اگر بازار خودرو با تعداد زیادی خودروی اقتصادی و رقابتی از برندهای مختلف مواجه باشد، خودروهای قدیمی داخلی برای حفظ قیمت بالا با فشار بیشتری مواجه خواهند شد. اما وقتی عرضه خودروهای جدید اقتصادی محدود است و قیمت خودروهای وارداتی نیز به دلیل هزینههای مختلف فاصله زیادی با قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه دارد، خودروهای قدیمی داخلی همچنان جایگاه خود را حفظ میکنند.
حتی برنامه واردات خودروهای کارکرده نیز هنوز نتوانسته این معادله را به شکل محسوسی تغییر دهد. سخنگوی وزارت صمت در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام کرده بود که برای واردات خودروهای کارکرده برنامه وجود دارد و حدود هزار دستگاه از سال قبل ثبت سفارش شده، اما قیمت بالای خودروهای دستدوم در بازار باعث شده انگیزه واردکنندگان پایین باشد. این نکته خودش یک علامت مهم است؛ یعنی حتی خودرو کارکرده خارجی نیز در شرایط فعلی نمیتواند بهسادگی به یک رقیب ارزان برای خودروهای قدیمی داخلی تبدیل شود.
اما بخش دیگری از این داستان را باید در هزینه نگهداری خودرو دید. در ظاهر ممکن است خرید یک خودروی ۱۰ ساله ارزانتر از خرید یک خودروی جدید باشد، اما این اختلاف قیمت میتواند در سالهای بعد با هزینه تعمیرات جبران شود. سیستم تعلیق، جلوبندی، سیستم خنککاری، کولر، گیربکس، موتور، سیمکشی، قطعات برقی و مجموعههای مختلف یک خودرو با افزایش سن، احتمال بیشتری برای خرابی پیدا میکنند؛ بنابراین کسی که خودروی قدیمی میخرد، در واقع بخشی از پول خود را برای خرید یک وسیله نقلیه و بخش دیگری را برای پذیرش ریسک تعمیرات آینده پرداخت میکند.
از همینجا به یکی از مشکلات جدی بازار میرسیم؛ قیمت خودروهای قدیمی بالا رفته، اما الزاماً کیفیت آنها متناسب با قیمت افزایش پیدا نکرده است. ممکن است یک خودروی ۱۰ ساله امروز چند برابر سالهای گذشته قیمت داشته باشد، اما همچنان همان موتور، همان گیربکس، همان سطح ایمنی و همان فناوری زمان تولید خود را داشته باشد. افزایش قیمت در اینجا بیشتر حاصل شرایط اقتصادی و ساختار بازار است تا ارتقای محصول.
وقتی خودروهای قدیمی با چنین قیمتهایی خریدوفروش میشوند، یک اثر اجتماعی دیگر هم ایجاد میشود. تعویض خودرو برای خانوارها سختتر میشود و عمر ناوگان افزایش پیدا میکند. مالک خودرویی که شاید در شرایط عادی باید چند سال قبل آن را تعویض میکرد، ترجیح میدهد با تعمیر موتور، تعویض گیربکس، بازسازی جلوبندی یا رنگآمیزی بدنه، همان خودرو را چند سال دیگر نگه دارد. این تصمیم از نظر اقتصادی برای بسیاری از خانوادهها قابل درک است؛ چون هزینه تعمیر یک خودروی موجود معمولاً بسیار کمتر از خرید یک خودروی جایگزین است.
خودروی قدیمی در ایران دیگر فقط خودرو نیست
مشکل اصلی بازار خودرو ایران همینجاست؛ ما با بازاری روبهرو هستیم که در آن استهلاک خودرو نتوانسته به شکل طبیعی قیمت را پایین بیاورد، چون تورم و افزایش قیمت خودروهای صفر تمام بازار را به سمت بالا هل داده است. وقتی یک خودروی صفر کیلومتر داخلی به محدوده چند میلیارد تومان نزدیک میشود، طبیعی است که خودروی ۱۰ ساله هم دیگر با معیارهای چند سال قبل قیمتگذاری نشود.
به همین دلیل است که امروز دیدن قیمت چند صد میلیون تومانی برای خودرویی که بیش از یک دهه از عمرش گذشته، دیگر برای بازار اتفاق عجیبی نیست. حتی خودروهای کارکرده نسبتاً جدید نیز با قیمتهایی معامله میشوند که چند سال پیش برای خرید یک خودروی صفر کیلومتر رقم بزرگی محسوب میشد. برای نمونه، در مرداد ۱۴۰۵ دنا پلاس ششدنده مدل ۱۴۰۱ با بیش از ۱۰۰ هزار کیلومتر کارکرد حدود ۲ میلیارد و ۱۰۵ میلیون تومان قیمتگذاری شده بود؛ در حالی که این خودرو همچنان یک خودروی چند سال کارکرده محسوب میشود.
این وضعیت یک پیام روشن برای سیاستگذار دارد: نمیتوان انتظار داشت با کنترل مقطعی قیمت خودرو یا افزایش تولید، مشکل بازار خودروهای کارکرده حل شود. تا زمانی که فاصله میان قدرت خرید مردم و قیمت خودروهای جدید زیاد باشد، خودروهای قدیمی هم گران باقی خواهند ماند. بازار کارکرده در حقیقت آینه بازار صفر است؛ اگر خودروی صفر گران باشد، کارکرده هم نمیتواند بهطور مستقل ارزان بماند.
از سوی دیگر، رقابت واقعی، افزایش عرضه، واردات مؤثر، ثبات اقتصادی و کاهش هزینه تولید میتواند این زنجیره را به مرور تغییر دهد. در بازاری که مصرفکننده انتخابهای متنوع داشته باشد، خودروی ۱۰ ساله مجبور است برای فروش، قیمت منطقیتری داشته باشد. اما وقتی گزینههای جایگزین محدود هستند، خودروهای قدیمی هم قدرت چانهزنی پیدا میکنند.
شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که در ایران، گذشت زمان همیشه علیه ارزش خودرو عمل نمیکند. گاهی یک خودرو هرچه پیرتر میشود، به دلیل تورم و محدود شدن گزینههای جایگزین، قیمت بیشتری پیدا میکند. این به معنای آن نیست که خودرو واقعاً ارزشمندتر شده؛ بلکه پولی که با آن خودرو را میخریم ارزش کمتری پیدا کرده و قیمت خودروهای جدید هم بهقدری بالا رفته که بازار قدیمیها را با خودش بالا کشیده است؛ بنابراین وقتی امروز درباره قیمت یک پراید، پژو ۴۰۵، سمند یا هر خودروی داخلی قدیمی صحبت میکنیم، نباید فقط به سال ساخت و کارکرد آن نگاه کنیم. پشت قیمت این خودروها مجموعهای از تورم، افت قدرت خرید، قیمت خودروهای صفر، محدودیت عرضه، دشواری واردات، هزینه قطعات و تعمیرات و مهمتر از همه، نبود انتخابهای ارزان و منطقی در بازار قرار گرفته است.
خودروی ۱۰ ساله ایرانی گران نشده، چون ناگهان ارزش فنی بیشتری پیدا کرده است؛ گران شده، چون کل بازار خودرو از اقتصاد واقعی مردم فاصله گرفته است. وقتی خرید یک خودروی صفر برای بسیاری از خانوارها به یک پروژه چندساله تبدیل میشود، همان پژو ۴۰۵ یا سمند قدیمی که زمانی قرار بود فقط یک خودروی ارزان و مصرفی باشد، تبدیل به یکی از معدود داراییهایی میشود که صاحبش هنوز میتواند آن را بفروشد و برای خرید خودرو دیگری روی آن حساب کند. این شاید بهترین توضیح برای یکی از عجیبترین تناقضهای بازار خودروی ایران باشد: در بازاری که خودرو باید با افزایش سن ارزانتر شود، شرایط اقتصادی کاری کرده که بعضی خودروها پیر میشوند، اما قیمتشان پیر نمیشود.