
اوون ویلسون (Owen Wilson) اعلام کرد فرزندانش در میان نقشهای مختلف او، شخصیت جدیا در فیلم «شب در موزه» را بیشتر از همه دوست دارند؛ بازیگری که بهزودی با فیلم اکشن «رانر» بار دیگر روی پرده سینما دیده خواهد شد.
اوون ویلسون در گفتوگویی اختصاصی درباره نقش محبوبش نزد فرزندان خود گفت: «شب در موزه. بچههایم شخصیت کوچک من، جدیا، را دوست داشتند و میدانید، این چیزها را دوست دارند.»

فیلم کمدی «شب در موزه» محصول سال ۲۰۰۶، علاوه بر ویلسون، بن استیلر (Ben Stiller) و رابین ویلیامز (Robin Williams) فقید را نیز در گروه بازیگران خود داشت. با این حال، این فیلم تنها اثر موفق اوون ویلسون میان مخاطبان کودک نیست. او در همان سال با صداپیشگی شخصیت لایتنینگ مککویین در انیمیشن «ماشینها» (Cars) محصول دیزنی، به یکی از چهرههای محبوب کودکان تبدیل شد.
ویلسون درباره گذشت زمان از زمان اکران «ماشینها» گفت: «تازه داشتم با شخصی درباره ماشینها صحبت میکردم و باورم نمیشود که ۲۰ سال از آن زمان گذشته است.»
این بازیگر ۵۷ ساله، پدر رابرت ۱۵ ساله از رابطهاش با جید دوئل (Jade Duell)، فین ۱۲ ساله از رابطهاش با کارولین لیندکویست (Caroline Lindqvist) و لیلا ۷ ساله از رابطهاش با وارونی وونگسیراتس (Varunie Vongsvirates) است. او درباره سرعت گذر عمر با شوخی گفت: «آدم کمکم شروع میکند شبیه پدر و مادرش حرف بزند؛ میگوید: باورم نمیشود زمان چقدر سریع میگذرد. من در سالنامهام جملهای نوشته بودم: اخیراً به ذهنم رسیده که چه سفر طولانی و عجیبی بوده است. البته برای یک جوان ۱۸ ساله، داشتن چنین جملهای کمی آزاردهنده و متظاهرانه است.»
ویلسون سالها پس از نوشتن این جمله که از اشعار گروه گریتفول دِد (Grateful Dead) گرفته شده بود، اکنون احساس میکند واقعاً شایستگی استفاده از آن را پیدا کرده است. او گفت: «حالا احساس میکنم این جمله را به دست آوردهام، چون واقعاً سفر طولانی و عجیبی بوده است.»

اوون ویلسون در طول چند دهه فعالیت خود، در ژانرهای مختلف سینمایی حضور داشته و جایگاه ویژهای در هالیوود به دست آورده است. او درباره مسیر حرفهای خود گفت: «خوششانس بودهام که توانستهام در ژانرهای بسیار متفاوتی کار کنم. بنابراین امیدوارم برای هر سلیقهای چیزی وجود داشته باشد.»
یکی از آثار جدید این بازیگر، فیلم «رانر» (Runner) است که در آن در کنار آلن ریچسون (Alan Ritchson) بازی میکند. داستان فیلم درباره تلاش دو شخصیت برای رساندن عضوی حیاتی به بیماری کمسنوسال است؛ عضوی که قاچاقچیان بازار سیاه قصد دارند آن را تصاحب کنند.
ویلسون درباره این فیلم که قرار است ۱۱ سپتامبر در سینماها اکران شود، گفت: «فکر میکنم این یکی از آن داستانهایی است که در نهایت واقعاً با مردم و مخاطبان ارتباط برقرار میکند. موضوعی است که همه میتوانند با آن ارتباط بگیرند. وقتی میبینید کودکی در خطر است و شخصیتها تلاش میکنند عضو پیوندی را بهموقع به او برسانند، شرایط را درک میکنید. این یک مضمون قابل لمس است.»
همکاری با آلن ریچسون نیز یکی از عواملی بود که ویلسون را به حضور در این پروژه علاقهمند کرد. او گفت: «این فیلم نوعی عنصر رفاقتی داشت؛ چیزی شبیه فیلمهایی که در کودکی بیشتر از همه دوست داشتم. وقتی فیلمنامه را خواندم، با یکی از آن داستانهایی روبهرو شدم که خیلی سریع شما را جذب میکنند؛ از همان ابتدا متوجه میشوید stakes داستان چیست.»
او در پایان درباره روند فیلم افزود: «و داستان دیگر اجازه نمیدهد هیجان کاهش پیدا کند.»



