هنرمندان

آریانا بیرمن از جدایی دوباره از هادسون مک‌لروی و مسیر آینده‌اش می‌گوید

آریانا بیرمن (Ariana Biermann)، ستاره سریال واقع‌نمای نکست جن ان‌وای‌سی (Next Gen NYC)، در آستانه پخش فصل جدید، وضعیت روابط عاطفی خود را شفاف‌سازی کرد و از جدایی دوباره از دوست‌پسر سابقش، هادسون مک‌لروی (Hudson McLeroy) خبر داد.

به گزارش لوح خبر، این ستاره ۲۴ ساله که پس از جدایی در سال ۲۰۲۵، برای مدت کوتاهی رابطه خود را با هادسون مک‌لروی (Hudson McLeroy) از سر گرفته بود، اکنون تأکید دارد که به مسیر تنهایی بازگشته است. او در گفتگو با ای نیوز (E! News) با بیان اینکه من یک دختر مجرد هستم، افزود: او همیشه به عنوان یک دوست عزیز و فردی نزدیک در زندگی من باقی خواهد ماند. این زوج که اولین بار در نوجوانی با یکدیگر آشنا شده و در سال ۲۰۲۲ رابطه بزرگسالی خود را آغاز کرده بودند، به گفته آریانا بیرمن (Ariana Biermann) همچنان احترام متقابل را حفظ کرده‌اند. او در مراسم فرش قرمز برنامه آلتیمیت گرلز تریپ (Ultimate Girls Trip) که در ۹ اوت از شبکه براوو (Bravo) پخش می‌شود، گفت: همیشه عشقی در آنجا وجود خواهد داشت.

ariana biermann next gen nyc 1080x675 1

آریانا بیرمن (Ariana Biermann) که پیش‌تر در سریال کدبانوهای واقعی آتلانتا (The Real Housewives of Atlanta) در کنار مادرش کیم زولسیاک (Kim Zolciak) معرفی شده بود، دلیل این جدایی مجدد را تفاوت در مسیرهای زندگی دانست. او توضیح داد: مسیرهای ما در حال حاضر همچنان به دو جهت متفاوت می‌روند. ما یک بار دیگر شانس‌مان را امتحان کردیم و جواب نداد، اما همچنان رابطه بسیار خوبی با هم داریم.

این چهره تلویزیونی در بخش دیگری از صحبت‌هایش به موضوع استقلال مالی خود پرداخت و شایعات پیرامون اتکای مالی به خانواده هادسون مک‌لروی (Hudson McLeroy) که صاحب زنجیره غذایی زاکبیز (Zaxby’s) هستند را رد کرد. آریانا بیرمن (Ariana Biermann) تأکید کرد: من باید قبض‌هایم را پرداخت کنم و از نظر مالی کاملاً مستقل هستم. بنابراین در حال تولید محتوا، همکاری با برندها و یافتن چیزهایی هستم که در این مسیر به آن‌ها اشتیاق دارم.

او همچنین از پایان درگیری‌های فصل دوم و ضبط قسمت تجدید دیدار (Reunion) خبر داد و از حمایت‌های مادرش در این دوران یاد کرد. آریانا بیرمن (Ariana Biermann) در این باره گفت: او درست قبل از اینکه برای ضبط برنامه وارد شوم، با من تلفنی صحبت می‌کرد. با گریه با او حرف می‌زدم و گفتم: این وحشتناک است! اما او آنجا بود و فقط به من گفت که خودم باقی بمانم. این تنها کاری است که می‌توانم انجام دهم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا