
جورج کلونی (George Clooney) و آمل کلونی (Amal Clooney) بهدنبال گسترش آتشسوزیهای ویرانگر در اروپا، خانه خانوادگی خود در شهر بریگنول (Brignoles) در منطقه پروانس-آلپ-کوت دازور (Provence-Alpes-Côte d’Azur) در جنوبشرق فرانسه را بههمراه دوقلوهای ۹ سالهشان، الکساندر (Alexander) و الا (Ella)، تخلیه کردهاند.
جورج کلونی در نامهای خطاب به دیدیه برمون (Didier Brémond)، شهردار بریگنول، نوشت: «در حال حاضر اصلاً نمیدانیم آیا خانه زیبای ما از این لحظه وحشتناک جان سالم به در میبرد یا نه. همانطور که بریگنول را تخلیه میکنیم، میخواهیم روی دو چیز تأکید کنیم: اول اینکه امیدواریم شما و مردم شهرمان در امنیت باشید و دوم اینکه آمل و من متعهد هستیم اطمینان پیدا کنیم که هر اتفاقی برای روستای ما بیفتد، ما بخشی از این جامعه هستیم و بخشی از بازسازی آن خواهیم بود.»
به گزارش Associated Press، این آتشسوزی که مساحتی چهار برابر پاریس را در بر گرفته، تاکنون ۲۲۰ هزار نفر را مجبور به ترک خانههایشان کرده است؛ از جمله خانواده کلونی و همسایههایشان. جورج کلونی نیز افزوده است: «ما بریگنول و دوستانی را که آنجا زندگی میکنند دوست داریم.»

این زوج سالهاست در حومه فرانسه ریشه دواندهاند. جورج کلونی سال گذشته به Esquire گفته بود: «ما در فرانسه روی یک مزرعه زندگی میکنیم.»
او که در کودکی در کنتاکی از زندگی در مزرعه متنفر بود، حالا بهعنوان پدر دو فرزند، مزایای زندگی روستایی را بهتر درک میکند. او گفته بود: «آنها زندگی خیلی بهتری دارند. من نگران بودم بچههایم را در لسآنجلس و در فرهنگ هالیوود بزرگ کنم. حس میکردم قرار است هیچوقت زندگی عادلانهای نداشته باشند. فرانسه… اینجا اصلاً برایشان مهم نیست که تو چقدر مشهور هستی.»
کلونی که سالها در دنیای سرگرمی شناخته شده است، توضیح داده بود که فرزندانش در فضای خانوادگی و اجتماعی آرامتری رشد میکنند. او گفته بود: «آنها مدام نگران پاپاراتزی نیستند. شام را با بزرگترها میخورند و مجبورند ظرفهایشان را خودشان جمع کنند.»
با این حال، جورج و آمل ۴۸ ساله کاملاً از زندگی شهری فاصله نگرفتهاند. آنها علاوه بر خانههایی در انگلستان، ایتالیا و نزدیک خانواده جورج در کنتاکی، سال گذشته بخشی از وقت خود را در نیویورک سپری کردند؛ زمانی که جورج در نمایش برادوی Good Night, and Good Luck روی صحنه بود.
جورج کلونی در مصاحبهای با New York Times در فوریه ۲۰۲۵ گفته بود: «وقتی در کنتاکی بزرگ میشدم، فقط میخواستم از مزرعه و از آن زندگی دور شوم. حالا میبینم دوباره به همان زندگی برگشتهام. تراکتور میرانم و از این کارها میکنم. این بهترین فرصت برای داشتن یک زندگی عادی است.»



