
پاریس جکسون (Paris Jackson) با شکستن سکوت درباره دوران کودکیاش در ملک مشهور پدرش، نورلند (Neverland)، فاش کرد که برخلاف باور عموم، او و برادرانش اجازه استفاده مداوم از شهربازی و باغوحش اختصاصی آنجا را نداشتند و سبک زندگی آنها بسیار منضبطتر از تصورات بوده است.
پاریس جکسون (Paris Jackson) در گفتگویی با پادکست «Call Her Daddy» به ابهامات سالهای زندگی در ملک کالیفرنیایی مایکل جکسون (Michael Jackson) پاسخ داد. این ملک که با الهام از داستان پیتر پن (Peter Pan) نامگذاری شده بود، شامل امکاناتی نظیر شهربازی خصوصی، باغوحش، سالن سینما و ایستگاه قطار بود. پاریس (Paris) در این باره شفافسازی کرد: «من در واقع آنجا بزرگ نشدم. تنها چند سال اول زندگیام را در آنجا گذراندم.»

برخلاف آنچه تصور میشد، پاریس (Paris) و برادرانش پرینس جکسون (Prince Jackson) و بیگی جکسون (Bigi Jackson) زمان چندانی را صرف تفریح با امکانات آن ملک نمیکردند. پاریس (Paris) توضیح داد: «من از خواب بیدار میشدم و به مدرسه میرفتم؛ ما در اتاقی که کلاس درسمان بود، تحصیل میکردیم.» او تأکید کرد که در آن ملک، انضباط حرف اول را میزد: «خیلی خیلی واضح بود که تمام آن جاذبهها برای ما نبود و متعلق به ما نبود. آن امکانات برای کودکان محروم و کودکانی که بیماریهای علاجناپذیر داشتند و نمیتوانستند به دیزنیلند بروند، مهیا شده بود.»

پاریس (Paris) توضیح داد که مایکل جکسون (Michael Jackson) برای تربیت فرزندانش قوانین مشخصی داشت: «اگر رفتار خوبی داشتیم، کارهای خانه را انجام میدادیم، تکالیفمان را کامل میکردیم و به وظایفمان عمل میکردیم، آنوقت در آخر هفته میتوانستیم به دیدن حیوانات برویم، از وسایل بازی استفاده کنیم یا به تماشای فیلم بنشینیم.» حتی تماشای تلویزیون نیز محدود به شرایط خاصی بود و آنها تنها در صورت انجام وظایف یا برای اهداف مطالعاتی اجازه تماشای محتوا را داشتند.

پاریس (Paris) درباره استفاده از ماسک برای پوشاندن صورتشان در مکانهای عمومی که در آن زمان حواشی زیادی داشت، گفت که این کار از نظر او منطقی بوده است: «آن کار منطقی به نظر میرسید؛ چون معنایش این بود که اگر حالا این کار را انجام دهی، میتوانی آخر هفته به یک فروشگاه تفریحی بروی و زندگی عادی داشته باشی، چون هیچکس نمیداند تو چه کسی هستی.»
مایکل جکسون (Michael Jackson) در سال ۲۰۰۹ در ۵۰ سالگی درگذشت. پاریس (Paris) که در آن زمان ۱۱ سال داشت، هنوز پدرش را به عنوان فردی بسیار شوخطبع به یاد میآورد و میگوید: «او بهترین دوست من بود.»



