سیاسیعلم و فناوری

رادار ضدپنهانکار YLC-8B؛ سلاح راهبردی چین که موازنه هوایی منطقه را به سود ایران تغییر داد

در شرایطی که تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران افزایش یافته و همزمان حجم قابل توجهی از تجهیزات و سامانه‌های نظامی واشنگتن به منطقه ارسال شده، ارزیابی‌های رسانه‌ای و تحلیلی نشان می‌دهد ایران برای هرگونه درگیری احتمالی، مجموعه‌ای چندلایه از پاسخ‌های اطلاعاتی، دریایی، موشکی و نامتقارن را در اختیار دارد.

بر اساس گزارش لوح خبر، سازمان تحلیلی «میدل‌ایست مانیتور» (Middle East Monitor) در گزارشی با تمرکز بر تحولات اخیر ایران تأکید کرده است که دولت دونالد ترامپ میان دو فشار متضاد قرار دارد؛ از یک سو احتیاط نهادهای دیپلماتیک و امنیتی آمریکا در برابر پیامدهای جنگ با ایران و از سوی دیگر فشار حامیان مالی و سیاسی که به کمتر از تسلیم کامل تهران رضایت نمی‌دهند. این گزارش می‌افزاید برنامه‌ریزان نظامی آمریکا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که صحنه عملیاتی خلیج فارس به‌طور اساسی تغییر کرده و شرایط کنونی با درگیری‌های محدود گذشته قابل مقایسه نیست.

به نوشته میدل‌ایست مانیتور، حضور تجهیزات پیشرفته از جمله ناوشکن‌های چینی کلاس «تایپ ۰۵۵» و شناورهای اطلاعاتی در دریای عمان، همراه با اتصال ایران به شبکه ماهواره‌ای مستقل چین، سطح اشراف اطلاعاتی تهران بر تحرکات دریایی آمریکا را به‌طور کم‌سابقه‌ای افزایش داده است؛ اشرافی که به گفته برخی منابع پنتاگون، عنصر غافلگیری را از هرگونه حمله احتمالی آمریکا سلب می‌کند. در این چارچوب، ایران به توان اطلاعاتی‌ای دست یافته که با اعضای تراز اول ناتو برابری می‌کند.

image 285

این گزارش همچنین تأکید دارد ایران علاوه بر چین، از حمایت اطلاعاتی و فنی روسیه نیز برخوردار است. در جریان جنگ «۱۲ روزه» و پس از اختلال در شبکه‌های ارتباطی ایران بر اثر حملات سایبری، تیم‌های فنی روسیه در همکاری مستقیم با مهندسان ایرانی نقش مؤثری در احیای زیرساخت‌های حیاتی ایفا کردند؛ حمایتی که فراتر از موضع‌گیری‌های لفظی بود.

میدل‌ایست مانیتور با اشاره به تغییر معماری امنیتی منطقه تصریح می‌کند که گذر زمان به زیان منافع آمریکاست، زیرا هر ماه تأخیر در حل‌وفصل تنش‌ها، موجب تعمیق یکپارچگی نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی ایران با متحدانش می‌شود. به باور نویسنده گزارش، واشنگتن به‌دنبال تسلیم بی‌قید و شرط ایران در مذاکرات است، اما تهران که خود را کشوری مستقل و خارج از نظام مالی تحت رهبری آمریکا می‌داند، با پشتوانه فناورانه و اطلاعاتی فعلی، دلیلی برای پذیرش چنین خواسته‌ای نمی‌بیند.

در همین چارچوب، تحلیل‌ها حاکی از آن است که خلیج فارس دیگر «دریاچه اختصاصی آمریکا» نیست و برگزاری مانورهای مشترک ایران با متحدان بین‌المللی‌اش نشان می‌دهد هرگونه جنگ نیابتی به سود تل‌آویو، هزینه‌ای بسیار سنگین برای دولت آمریکا به همراه خواهد داشت.

همزمان با این هشدارها، روزنامه انگلیسی «تلگراف» (The Telegraph) در گزارشی به مانور دریایی اخیر ایران و بسته شدن موقت تنگه هرمز پرداخت و آن را پیامی معنادار در کنار استقرار نظامی آمریکا در دریای عرب توصیف کرد. تلگراف نوشت ایران هرچند تاکنون تنگه هرمز را به‌طور کامل نبسته، اما این آبراهه که حدود ۲۱ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های بازدارنده تهران محسوب می‌شود و هرگونه انسداد رسمی آن می‌تواند اقتصاد جهانی را با شوک جدی مواجه کند.

در آمریکا نیز شبکه خبری «سی‌ان‌ان» (CNN) گزارش داده است که دولت ترامپ همزمان با مذاکرات، در حال تشدید فشار روانی-نظامی علیه ایران است. به گفته منابع آگاه، اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌ها و سوخت‌رسان‌ها با هدف مرعوب‌سازی تهران و ایجاد گزینه‌های حمله در صورت شکست مذاکرات انجام شده، هرچند در کاخ سفید هنوز درک روشنی از سناریوی نهایی وجود ندارد و حتی برخی منابع آمریکایی هشدار داده‌اند که جنگ با ایران می‌تواند برای واشنگتن و متحدانش پرهزینه‌تر از تصور اولیه باشد.

در بخش دیگری از تحلیل‌ها، کانال تحلیلی «مانی اوور هیستوری» (Money over History) گزارش داده است که یکی از نگران‌کننده‌ترین ارزیابی‌های اطلاعاتی اخیر آمریکا نه درباره روسیه یا کره شمالی، بلکه درباره گسترش همکاری نظامی چین و ایران است. بر اساس این گزارش، چین پیشرفته‌ترین سامانه‌های راداری ضدپنهان‌کار خود از جمله رادار سه‌بعدی YLC-8B را در اختیار ایران قرار داده؛ راداری با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر که توان شناسایی جنگنده‌های پنهانکار مانند اف-۳۵ (F-35) را در فاصله‌ای بیش از ۳۵۰ کیلومتر دارد. به گفته این منبع، استقرار این سامانه‌ها و ادغام آنها در شبکه پدافند هوایی ایران می‌تواند توازن نظامی منطقه را به‌طور جدی تغییر دهد.

این گزارش هشدار می‌دهد در صورت سرنگونی یک جنگنده اف-۳۵ آمریکایی توسط ایران، پیامدها صرفاً محدود به خاورمیانه نخواهد بود، بلکه اثر آن به بازارهای مالی، اتحادهای نظامی و قراردادهای تسلیحاتی جهان سرایت می‌کند؛ چرا که اف-۳۵ فقط یک هواپیما نیست، بلکه نماد یک دکترین و برنامه چندتریلیون‌دلاری است.

در حوزه تحلیل سیاسی، آنا گاسپاریان (Ana Kasparian)، مجری و تحلیلگر آمریکایی، پس از مذاکرات اخیر تهران و واشنگتن در سوئیس اعلام کرد که این گفت‌وگوها بیش از آنکه مسیر دیپلماسی باشد، بهانه‌ای برای آماده‌سازی جنگ است. به گفته او، اگر مذاکرات صرفاً هسته‌ای بود، توافق به‌سادگی قابل دستیابی بود، اما طرح مطالباتی فراتر از این حوزه، مانع اصلی پیشرفت گفت‌وگوهاست.

در همین راستا، بازتاب گسترده سخنان رهبر انقلاب درباره تهدید ناوهای آمریکایی در رسانه‌های بین‌المللی نشان داد این اظهارات به‌عنوان پیام اقتدار و بازدارندگی فعال تهران تلقی شده است. تحلیل رسانه‌هایی مانند واشنگتن‌تایمز (Washington Times) حاکی از آن است که ایران با برجسته‌سازی توان موشکی و دریایی خود، به‌ویژه در محیط بسته و راهبردی خلیج فارس، در پی افزایش هزینه ذهنی و عملی هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا است.

بر اساس این تحلیل‌ها، راهبرد دریایی ایران بر جنگ نامتقارن استوار است؛ راهبردی که به‌جای رقابت کلاسیک ناو به ناو، بر استفاده همزمان از قایق‌های تندرو، موشک‌ها، پهپادها و شهپادهای انتحاری متکی است تا سامانه‌های پیشرفته دفاعی ناوهای بزرگ را با چالش اشباع مواجه کند. تجربه رزمایش‌های شبیه‌سازی‌شده آمریکا، از جمله «چالش هزاره»، نیز به اذعان تحلیلگران غربی نشان داده است که حتی نفوذ محدود در چنین سناریوهایی می‌تواند پیامدهای راهبردی گسترده‌ای داشته باشد.

در مجموع، آنچه از مجموعه این گزارش‌ها برمی‌آید این است که هشدارهای ایران بیش از آنکه اعلام تمایل به جنگ باشد، یادآوری هزینه‌های سنگین، غیرقابل پیش‌بینی و منطقه‌ای هرگونه اقدام نظامی علیه تهران است؛ هزینه‌هایی که به باور بسیاری از تحلیلگران غربی، هنوز ارزیابی دقیقی از ابعاد واقعی آن در محافل تصمیم‌گیری آمریکا وجود ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا