سیاسی

پشت‌پرده ادعای حمله دوباره اسرائیل به ایران؛ چرا تل‌آویو از جنگ جدید عقب نشست؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد مخالفت ظاهری نخست‌وزیر اسرائیل با حمله آمریکا به ایران یک سناریوی نمایشی بوده و ناتوانی تل‌آویو پس از جنگ ۱۲ روزه، عامل اصلی عقب‌نشینی از درگیری مستقیم است.

در روزهایی که تهدید حمله نظامی آمریکا به ایران به اوج رسیده بود، مقامات و رسانه‌های رژیم صهیونیستی به‌صورت هماهنگ سکوت اختیار کردند و حتی تلاش داشتند این‌گونه القا کنند که تل‌آویو با چنین حمله‌ای موافق نیست. بنیامین نتانیاهو (Benjamin Netanyahu) نیز پس از دیدار ژانویه با دونالد ترامپ (Donald Trump) در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز مدعی شد اسرائیل نه برنامه‌ای برای رویارویی نظامی جدید با ایران دارد و نه تمایلی به آن نشان می‌دهد. پس از بازگشت او، برخی رسانه‌های صهیونیستی حتی از ارسال پیام غیرمستقیم به ایران از طریق ولادیمیر پوتین (Vladimir Putin) خبر دادند.

این رفتارها بیش از هر چیز نشان‌دهنده نگرانی شدید تل‌آویو از پاسخ احتمالی ایران به حمله آمریکا بود؛ چرا که یکی از گزینه‌های اصلی ایران در چنین سناریویی، هدف قرار دادن مستقیم اسرائیل ارزیابی می‌شد. تحلیلگران معتقدند رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۲ روزه به این جمع‌بندی رسیده که توان تحمل یک درگیری نظامی دیگر با ایران را ندارد و در صورت وقوع جنگ بعدی، ترجیح می‌دهد این تقابل صرفاً میان تهران و واشنگتن باشد.

بر اساس ارزیابی‌های امنیتی، مقامات اسرائیلی به این نتیجه رسیده‌اند که بدون حمایت مستقیم، گسترده و مستمر آمریکا، ورود به جنگ با ایران به معنای تحمیل خسارات سنگین و جبران‌ناپذیر به تل‌آویو خواهد بود. در همین چارچوب، گزارش منابع آمریکایی نشان می‌دهد نتانیاهو در جریان تهدیدات اخیر واشنگتن علیه ایران، نسبت به واکنش موشکی ایران ابراز نگرانی کرده و از ترامپ خواسته بود آمریکا پس از حمله احتمالی، صحنه را ترک نکند و در صورت هدف قرار گرفتن اسرائیل، حمایت کامل نظامی ارائه دهد.

همزمان با طرح ناگهانی موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا در اوایل بهمن‌ماه، فضای رسانه‌ای نیز تغییر کرد. عباس عراقچی ۱۰ بهمن به استانبول سفر کرد و با رجب طیب اردوغان (Recep Tayyip Erdogan) و هاکان فیدان (Hakan Fidan) دیدار داشت؛ دیدارهایی که گمانه‌زنی درباره آغاز مذاکرات را تقویت کرد. اندکی بعد اعلام شد دیدار مقامات ایرانی و آمریکایی ۱۷ بهمن برگزار می‌شود و ترامپ نیز از ترجیح راه‌حل مذاکره به‌جای جنگ سخن گفت.

این چرخش، موج تازه‌ای از عملیات روانی رسانه‌های صهیونیستی را به دنبال داشت. آنها با برجسته‌سازی آرایش نظامی آمریکا در منطقه و طرح ادعاهایی درباره شکست مذاکرات، تلاش کردند گزینه حمله نظامی را زنده نگه دارند. حتی برخی منابع وابسته به محافل امنیتی، زمان و ساعت حمله احتمالی را پیش‌بینی کردند؛ ادعاهایی که با آغاز مذاکرات در عمان بی‌اعتبار شد.

پس از برگزاری دور نخست گفت‌وگوها و افزایش احتمال توافق، رسانه‌های صهیونیستی مدعی شدند اسرائیل آماده حمله مستقل به ایران است و نتانیاهو به ارتش دستور تهیه طرح فوری داده است. با این حال، شواهد میدانی خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد. تجربه جنگ ۱۲ روزه، به‌ویژه عملکرد موشکی ایران، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر محاسبات تل‌آویو داشته است.

گزارش‌ها حاکی است در روزهای پایانی آن جنگ، میان کارشناسان امنیتی و نظامی اسرائیل و نتانیاهو تنش لفظی شدیدی شکل گرفت و افسران ارشد با اشاره به دقت و قدرت موشک‌های ایران، خواستار توقف فوری جنگ شدند. پس از آتش‌بس نیز، انتشار تصاویر ماهواره‌ای و گزارش‌هایی از اصابت موشک‌های ایرانی به مراکز حساس اسرائیل، ابعاد خسارات را آشکارتر کرد. نشریه تلگراف با استناد به داده‌های ماهواره‌ای از اصابت دست‌کم پنج موشک به یک پایگاه مهم نظامی اسرائیل خبر داد.

در همین راستا، جان مرشایمر (John Mearsheimer)، استاد دانشگاه شیکاگو، ادعای پیروزی اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه را به‌شدت زیر سؤال برد. نیویورک‌تایمز نیز با انتشار گزارشی درباره توان ایران برای شلیک هزاران موشک در مدت‌زمان کوتاه، موجی از نگرانی را در سرزمین‌های اشغالی ایجاد کرد. برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز به ضعف پدافند موشکی این رژیم در برابر توان موشکی و پهپادی ایران اذعان کردند.

در نهایت مشخص شد ماجرای مخالفت نتانیاهو با حمله آمریکا به ایران، یک پشت‌پرده مهم داشته است. برخلاف روایت‌های اولیه، او نه‌تنها مخالف حمله نبود، بلکه بر اساس برخی گزارش‌ها، موساد با ایجاد بی‌ثباتی داخلی در ایران، در شکل‌گیری این سناریو نقش داشته است. تردید نتانیاهو زمانی آغاز شد که دریافت ترامپ قصد دارد پس از یک حمله سریع، بدون تحمل تبعات، از صحنه خارج شود؛ راهبردی که می‌توانست اسرائیل را در برابر پاسخ ایران تنها بگذارد.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد ادعاهای مکرر تل‌آویو درباره آمادگی برای حمله نظامی دوباره به ایران، بیش از آنکه واقعیت میدانی داشته باشد، بخشی از جنگ روانی است. جنگ ۱۲ روزه موازنه واقعی قدرت را آشکار کرد و وابستگی بی‌سابقه اسرائیل به حمایت همه‌جانبه آمریکا را به نمایش گذاشت؛ واقعیتی که امروز به یکی از عوامل اصلی بازدارنده در برابر درگیری مستقیم جدید تبدیل شده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا