
فیلم «قایقسواری در تهران» تازهترین ساخته رسول صدرعاملی، تصویری دوستداشتنی و انسانی از تهران شلوغ ارائه میدهد؛ اثری که با وجود تلخیهای درونی، لحن گرم و آرامشبخشی دارد و نشان میدهد سینمای اصیل و فیلمنامه منسجم همچنان میتواند مخاطب را جذب کند.
همکاری دوباره رسول صدرعاملی و پیمان قاسمخانی، پس از تجربه موفق «دختری با کفشهای کتانی»، نتیجهای قابلتوجه به همراه داشته است. صدرعاملی در این فیلم با فاصله گرفتن از ملودرامهای همیشگی، به سراغ طنز موقعیت رفته و نشان میدهد همچنان رگ خواب تماشاگر را میشناسد. مدیریت صحنههای شلوغ شهری و اجرای روان فلاشبکها از نقاط قوت کارگردانی است؛ گذشته و حال با پیوستگی بصری نرم به هم متصل شدهاند، بدون آنکه مخاطب دچار سردرگمی شود. با این حال، نمایش انتظارات اسپانسر میتوانست نامحسوستر باشد.
در لایه فیلمنامه، پیمان قاسمخانی بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان شاخصترین فیلمنامهنویس طنز ایران تثبیت میکند. روایت دورهمی فارغالتحصیلان رشته برق در پرترافیکترین روز سال، بستری هوشمندانه برای بازخوانی حسرتها و امیدهای یک نسل است. طنز فیلم از دل موقعیتها بیرون میآید، بدون اتکا به شوخیهای نامتعارف. با این حال، پرده سوم دچار افت ریتم میشود و برخی سکانسها، از جمله ماجرای مزون لباس و ورود نامزد سابق پارمیس، با کلیت یکدست فیلم همخوانی کامل ندارد.

در بخش بازیگری، تیمی هماهنگ و درخشان دیده میشود. سحر دولتشاهی در نقش «هدیه» ترکیبی از پختگی و ظرافت ارائه میدهد و پیمان قاسمخانی در نقش «مازیار» مکملی دقیق برای اوست. امین حیایی بار دیگر تسلط خود بر بدن و بیان را نشان میدهد و محمد بحرانی با طنازی کلامی خاصش به سکانسها جان میبخشد. در این میان، بنیتا افشاری در نقش «آیدا» بهعنوان پدیده فیلم میدرخشد و بازی کنترلشده و تاثیرگذاری دارد.
«قایقسواری در تهران» با لحن صمیمی و آرام خود، تصویری انسانی از زیست شهری ارائه میکند و با وجود برخی ضعفها، یکی از گزینههای جدی و موفق اکران نوروزی ۱۴۰۵ به شمار میرود؛ فیلمی که ثابت میکند هنوز هم میتوان با سینمای فکرشده و فیلمنامه قوی، تماشاگر را به سالنها بازگرداند.



