سیاسی

رمزگشایی از توان دریایی ایران؛ چرا تهدید ناوهای هواپیمابر آمریکا واقعی است؟

به گزارش لوح خبر، رهبر انقلاب در دیدار اخیر مردم آذربایجان و به مناسبت قیام تاریخی مردم تبریز در حسینیه امام خمینی(ره)، با اشاره به تهدیدهای ایالات متحده تأکید کردند که ایران توانایی وارد کردن ضربه‌ای به ناوگان آمریکا را دارد که امکان بازیابی و ادامه مأموریت از آن سلب شود. ایشان تصریح کردند خطرناک‌تر از خود ناو، سلاحی است که می‌تواند آن را غرق کند؛ جمله‌ای که ریشه در واقعیت‌های میدانی و دکترین دفاعی ایران دارد.

در همین چارچوب، بررسی توان دریایی ایران و آمریکا نشان می‌دهد دو کشور بر اساس دو الگوی کاملاً متفاوت عمل می‌کنند. رسانه‌های مخالف معمولاً با بزرگ‌نمایی ناوهای هواپیمابر آمریکا مانند آبراهام لینکلن، تصویری از «شهرهای شناور» صد هزار تنی ارائه می‌دهند؛ ناوهایی با ده‌ها جنگنده، سامانه‌های دفاعی چندلایه، ناوشکن‌ها و زیردریایی‌های اسکورت که نماد برتری تکنولوژیک کلاسیک تلقی می‌شوند. نتیجه القایی این روایت‌ها آن است که شناورهای کوچک و سبک ایران در برابر این غول‌های دریایی عملاً شانسی ندارند.

اما واقعیت عملیاتی متفاوت است. دکترین نظامی آمریکا بر قدرت کلاسیک، حضور اقیانوسی و برتری هوایی متکی است، در حالی که ایران بر جنگ نامتقارن و بهره‌گیری حداکثری از جغرافیای خلیج فارس تمرکز دارد. در چنین نبردی، بسیاری از نقاط قوت ارتش‌های کلاسیک می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود.

5306040

یکی از ارکان اصلی توان ایران، لایه زیرسطحی نیروی دریایی است. زیردریایی‌های کلاس غدیر با حدود ۲۰ فروند فعال، کوچک، کم‌صدا و مناسب آب‌های کم‌عمق خلیج فارس هستند و توان شلیک اژدر، موشک کروز، مین‌ریزی و اجرای عملیات ویژه را دارند. این شناورها حتی قابلیت استقرار روی بستر دریا برای افزایش پنهان‌کاری را دارا هستند. کاپیتان تریسی ای. وینسنت (Tracy E. Vincent) از نیروی دریایی ایالات متحده پیش‌تر اذعان کرده بود زیردریایی‌های کلاس غدیر ایران می‌توانند نقشی مشابه زیردریایی‌های یو-بوت آلمان در جنگ جهانی دوم ایفا کنند.

در کنار آن، زیردریایی‌های کلاس فاتح به‌عنوان نمونه‌های نیمه‌سنگین بومی با مداومت عملیاتی بالا، اژدرهای ۵۳۳ میلی‌متری و توان شلیک موشک کروز دریایی، امکان حمله از فاصله امن را فراهم می‌کنند. زیردریایی‌های سنگین‌تر کلاس کیلو یا طارق نیز در آب‌های عمیق‌تر دریای عمان نقش مکمل لایه زیرسطحی ایران را بر عهده دارند.

عامل تعیین‌کننده دیگر، جغرافیاست. تنگه هرمز با عرض حدود ۲۱ مایل دریایی، عمق کم و ترافیک سنگین نفتکش‌ها که حدود ۲۰ درصد نفت دریایی جهان از آن عبور می‌کند، محیطی است که در آن مزیت ناوهای بزرگ و پرهزینه کاهش می‌یابد و میدان برای تاکتیک‌های نامتقارن بازتر می‌شود.

توان دریایی ایران به زیردریایی محدود نیست و در قالب یک معماری چندلایه دفاعی تعریف می‌شود؛ ترکیبی از قایق‌های تندرو پرشمار، موشک‌های ساحل‌پایه ضدکشتی، مین‌گذاری دریایی، پهپادهای شناسایی و رزمی، جنگ الکترونیک و کمین‌های ساحلی. این شبکه به‌گونه‌ای طراحی شده که تهدید همزمان از سطح، زیرسطح و حتی حوزه الکترومغناطیسی اعمال شود و هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا